نقد و بررسی برده داری در اسلام و آیات قرآن: کنیزان

در این قسمت آیات قرآن و توضیحاتی که استاد در رابطه با جلسات مذهبی داده اند برای استفاده شما ذکر شده است
قوانين انجمن
لطفا فراموش نکنید که به عنوان انسانی در راه تعالی که می خواهد با ذهن باز و قلبی روشن، با بحث و گفتگو به حقیقت مطالب، ان شاء الله پی ببرد، باید به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم، خصوصا که صحبت از اعتقادات دینی باشد که برای همه ما محترم شمرده می شود، از تمامی عقاید ضد مذهبی استقبال می کنیم و معتقدیم که با توضیح و بحث در این موارد است که خیلی از مشکلات ما باز شده و حل خواهد شد.

در پناه الله
مدیریت سایت

نقد و بررسی برده داری در اسلام و آیات قرآن: کنیزان

پستتوسط ذاکر الله » چهارشنبه ژوئن 29, 2011 4:35 pm

در تجزیه و تحلیل برده داری در اسلام یکی از حادترین بحثها، بحث کنیزان است. اسلامستیزان با تمام قوا سعی دارند این مسئله را بزرگ جلوه دهند و از کاه، کوه بسازند. پس این بحث را به سه شبهه تقسیم کرده و پاسخ مربوطه را میگوییم:

شبهه: چرا مسلمانان در جنگها زنان را اسیر میکردند؟
پاسخ:
۱. برای ما رفتار و کردار فرمانروایان مسلمان در طول قرنها ملاک نیست. ملاک ما پیامبر خدا(ص) و معصومین(ع) هستند. اینکه فرمانروایان و جبارانی که بر مسلمین حکومت میکردند چگونه با اسرا رفتار مینمودند برای ما به هیچ وجه ملاک نیست.
در بین معصومین هم فقط پیامبر(ص) و امام علی(ع) فتحی داشتند که این دو نیز تقریبا هرگز اقدام به گرفتن اسیر از بین مردم نکردند مگر در یکی یا دو مورد. بیایید یکی از این موارد را که خیلی هم از سوی اسلامستیزان روی آن مانور داده میشود بررسی کنیم. این مورد چیزی نیست جز ماجرای غزوه بنی قریظه:

خطرناکترین جنگی که برای نابودی مسلمانان به وجود آمد جنگ خندق بود و این جنگ توسط سران یهودی طراحی شده بود و داستانش این است که یهودیان بنی قینقاع و بنی نضیر و بنی قریظه که در داخل مدینه به همراه مسلمانان زندگی میکردند، با پیامبر(ص) پیمان بسته بودند كه با پیامبر(ص) زندگی مسالمت آمیز داشته باشند و با دشمنان پیامبر(ص) همكاری نداشته باشند ولی بنی قینقاع پیمان خود را شكستند و پیامبر(ص) آنها را از مدینه اخراج كرد.
پس از مدتی یهودان بنی نضیر نیز پیمان شكنی كردند و پیامبر(ص) آنها را از مدینه اخراج كرد. سران یهودان بنی نضیر باسران مكه تماس گرفتند و آنها را برای جنگ با پیامبر(ص) تحریك كردند و در نتیجه تلاشهای آنان سران مكه با ده هزار نفر نیرو به مدینه حمله كردند. اگر كافران در این حمله پیروز میشدند، پیامبر(ص) و مسلمانان همه نابود میشدند و خدا میداند چه كشتاری راه می انداختند. دشمنان آمدند و با خندق مواجه شدند و نتوانستند به داخل مدینه نفوذ كنند. در حدود یك ماه شهر را محاصره كردند ولی نتوانستند كاری از پیش ببرند.تنها راه موفقیت آنان این بود كه یهودان بنی قریظه را با خود همراه كنند و این خطرناكترین توطئه بود. آنان یهودان بنی قریظه را با خود همراه كردند و این یهودان كه همپیمان پیامبر(ص) بودند پیمان خود را شكستند و قول همكاری به دشمن دادند.
پیامبر(ص) توسط عوامل خود از توطئه بنی قریظه آگاه شد و پس از اینكه دشمن از مدینه رفت به بنی قریظه حمله كرد. بنی قریظه نخست قصد جنگ داشتند ولی پس از مدتی تسلیم شدند. همه آنان خلع سلاح شدند و خود پیامبر(ص) درباره آنان كاری نكرد بلكه خود آنان خواستار داوری سعد بن معاذ شدند. آنان چنین گمان میكردند كه در باره آنان هم مانند بنی نضیر داوری خواهد شد ولی سعد بن معاذ به این صورت داوری كرد كه جنگ آورانشان كشته شوند و زنهایشان و بچه هایشان اسیر شوند. یهودان بنی قریظه هم به این داوری گردن نهادند. در این جنگ است كه زنها و بچه ها اسیر میشوند، نه هر جنگی.
پیامبر(ص) هم این داوری را تنفیذ كرد و این داوری مطابق كتاب مقس یهودان هم بود. (فروغ ابدیت، جلد دوم، غزوه احزاب. تاریخ سیاسی اسلام، جعفریان، جنگ احزاب. حیات محمد، محمد حسین هیكل، غزوه احزاب).
پیامبر(ص) دو بار با یهودان مدینه به مهر و محبت رفتار كرد ولی این بار دیگر نمیتوان چنین كرد چون این كار صد در صد خلاف احتیاط و خلاف عقل است و هیچ فرماندهی چنین نمیكند. در این جنگ زنها هم اسیر میشوند چون آنان كسی را ندارند تا از آنان سرپرستی كند و بهترین راه برای آنان همین اسارت است تا هم زندگیشان اداره شود و هم میتوانند اسلام را بشناسند.

اساسا از سیره نبوی آشکار است که ایشان فردی بودند اهل عفو و بخشش، چنانکه بعد از فتح مکه که در هنگام هجرت از هر قبیله کسی برای قتل آن حضرت برگزیده شده بود، از اسیر کردن مردم و حتی سران دشمن خودداری فرمودند. پس کاملا آشکار است که این مورد واقعا موردی بوده که راهی جز این وجود نداشته است.
بدون شک عملکرد پیامبر برای ما نشانگر ملاک اسلام است.

۲. از طرف دیگر در مورد سایر فرمانروایان مسلمان که معصوم نبودند و اجرای مو به موی احکام اسلام را وظیفه خود نمیدانستند نیز باید پرسیده شود اگر دشمنان بر مسلمین پیروز میشدند با زنانشان چه میکردند؟ پاسخ واضح است. به غیر از مواردی مثل جنگهای صلیبی که حتی زنان را نیز از دم تیغ گذراندند، آنها را اسیر میکردند و به عنوان کنیز میفروختند. پس فرمانروایان مسلمانان هم این حق را به خود میدادند که مقابله به مثل کنند.

۳. باز باید دقت کنیم که این مسئله برای کفار محارب مطرح بوده است که بر ضد اسلام شمشیر میکشیدند.

۴. اسیر گرفتن آنها باعث میشد هم بی سرپرست نمانند و هم با فرهنگ اسلامی تربیت شوند. بخصوص که حقوق برده در اسلام بسیار بالاتر از حقوق برده در سایر مکاتب است.

سؤالی که اینجا پیش میاید این است که اگر اینگونه بوده است پس چرا بین مسلمانان این همه کنیز وجود داشته است؟
پاسخ اینستکه این کنیزان در جریان خرید و فروش بردگان بین مسلمانان فروخته میشدند. البته بعد از اینکه حکومت به دست افراد غیرمعصوم افتاد در برخی جنگها مردم شهرها را اسیر میکردند و بین مسلمانان میفروختند.

شبهه: قرآن به مسلمانان اجازه میدهد بدون عقد با کنیزان نزدیکی کنند و این یعنی دادن حق تجاوز به کنیزان
پاسخ: رابطه زن و شوهر بودن یک رابطه اعتباری است و نه یک امر حقیقی. در اسلام یکی از راههای برقراری این رابطه، خواندن «صیغه عقد» است. یکی دیگر از سببهای برقراری این رابطه مالکیت است ولی دارای شروط زیر است:

۱. مالك، كنیزش را به ازدواج شخص دیگر درنیاورده باشد.
۲. مالك،‪ ‬كنیز را به دیگرى نبخشیده باشد.
۳.اگر كنیز با شخصِ دیگرى ازدواج كرده باشد یا او‪ ‬را به دیگرى بخشیده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ى طلاق با شوهرش یا تمام‪ ‬شدنِ زمان بخشش، مجدداً كنیز بر مالكش حلال مى‏شود.
۴. كنیز در حالِ گذراندن ایام‪ ‬عدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) یا ایام استبراء (در آنجا كه محلّل واقع شده)،‪ ‬نباشد.
۵. قبلًا پدر مالك كنیز با كنیز، نزدیكى نكرده باشد.
۶. كنیز، بین چند صاحب‪ ‬مشترك نباشد.
۷. قبلًا فرزند مالك كنیز با او نزدیكى نكرده باشد.
۸. كنیز با‪ ‬مولایش قرارداد نبسته باشد كه پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُكاتَب‪ ‬نباشد).
۹. كنیز، كاملًا تحت تصرّف مالك باشد.

نظر به اینکه اسلام علیرغم برداشتن بسیاری از احکام سنگین بردگی برخی از آنها را سر جایشان باقی گذاشت، کنیز و برده حق این را نداشتند که بدون اذن مالک ازدواج کنند و این فرمان بدون شک برای کنیزان مفیدتر بود زیرا اگر صاحب بدانها نظر داشت نمیگذاشت با کسی هم ازدواج کنند و این باعث آزار بیشتر آنان میشد ولی چنانکه در بالا آمد اگر کنیز با کسی ازدواج میکرد صاحبش دیگر حق نزدیکی با وی را نداشت. ضمن اینکه اگر کنیز برای صاحبش بچه میاورد آزاد بود پس این حق نزدیکی برای خود کنیز هم عواقب مثبتی داشت.

در ضمن کنیز مجبور نبود حتما به نزدیکی با صاحب خود تن در دهد بلکه میتوانست طبق بند(۸) که در قرآن آمده است برای آزادی با صاحب خود قرارداد ببندد و حق آزادی خویش را با کار کردن بپردازد.

شبهه: چرا در آیه ۲۴ از سوره نساء صاحبان بردگان حق اینرا پیدا میکنند که حتی با کنیزکان شوهردار نیز نزدیکی کنند؟


وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَیكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیكُمْ فِیمَا تَرَاضَیتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیماً حَكِیما (نساء24)

پاسخ:
اینطور نیست. پیوند زناشویی کنیزان بعد از کنیز شدن منقطع میشد و این کنیز شدن مثل طلاق بود. پس کنیز دیگر شوهردار محسوب نمیشد وگرنه طبق بند(۶) در متن بالا، بیش از یک مرد حق نزدیکی با یک کنیز را ندارد (درست مثل هر زن آزاد). پس بعد از ایام عده بعد از کنیزی، کنیز بر صاحب جدید خود حلال میشد و میتوانست به طرق بالا برای آزادی خود تلاش کند.
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

بازگشت به رفرنسهای قرآنی جلسات مذهبی



چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان

cron