دروغ از کی وارد ایران شد؟

در این قسمت، مباحث متفرقه برسی شده اند، توجه شما را به مطالعه این قسمت جلب می کنیم.
قوانين انجمن
لطفا فراموش نکنید که به عنوان انسانی در راه تعالی که می خواهد با ذهن باز و قلبی روشن، با بحث و گفتگو به حقیقت مطالب، ان شاء الله پی ببرد، باید به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم، خصوصا که صحبت از اعتقادات دینی باشد که برای همه ما محترم شمرده می شود، از تمامی عقاید ضد مذهبی استقبال می کنیم و معتقدیم که با توضیح و بحث در این موارد است که خیلی از مشکلات ما باز شده و حل خواهد شد.

در پناه الله
مدیریت سایت

دروغ از کی وارد ایران شد؟

پستتوسط ذاکر الله » شنبه ژوئن 09, 2012 11:28 pm

دروغ از کی وارد ایران شد؟

برخی از افراد نژادپرست و باستانگرا، معتقدند که دروغ در ایران باستان وجود نداشته است و بعد از ورود اسلام در ایران دروغگویی معنا پیدا کرده است، زیرا در حدیثی گفته شده است که دروغ در جنگ، وعده به زنان و اصلاح بین مردم، نیکوست.
در پاسخ باید ابتدا توضیح بدهیم که اینگونه نبوده است که در ایران باستان دروغگویی در کار نبوده باشد، فقط چند مورد از شاهانی که نیکو خوانده میشوند را مطرح میکنم و به سراغ شاهانی با کارنامۀ سیاه نمیروم.

کوروش، بنیانگذار استعمارگری در جهان که غربیها برای اینکه او را در برابر شخصیت معصومین در بین ایرانیان قرار بدهند مدام بادش میکنند گفت ﻣﺮﺩ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﻬﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ.

ولی همین کوروش به هر کشوری که رفت به خدایان آن کشور ادای احترام کرد و ابراز بندگی نمود، تا جایی در منشور معروفش که در فتح بابل نوشته شده است، به خدایان بابلی، بعل، بنو و مردوک، ابراز ارادت کرد و گفت سلسله اجدادش مورد محبّت بعل و بنو بوده اند و پیروزی خویش را نیز به مردوک نسبت داد (مثل ما که میگوییم خرمشهر را خدا آزاد کرد، کوروش هم گفت مردوک آقای بزرگ نجیب، اهالی بابل را به طرف من متوجّه کرد، زیرا من همه روزه در فکر پرستش او بودم)!!

آیا این دروغگویی نیست؟ آیا دورو بودن دروغگویی نیست؟!

داریوش هخامنشی، از خونخوارترین شاهان هخامنشی که طبق فرمایشات خودش در کتیبه بیستون یکی از مخالفان دستگیر شده را گوش و بینی و چشم میکند و در آربل مصلوب میکند گفت ﺍﻫﻮﺭﺍﻣﺰﺩﺍ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ.

ولی همین داریوش، بردیا را کشت و بعد ادعا کرد که او فردی به نام گئومات مغ بوده است. زمانی که داریوش بردیا را میکشد اصلا به ذهنش خطور نمیکند که بگوید گئومات شبیه به بردیا بوده است و این جزو افسانه هایی است که بعدها امثال هرودوت برای طبیعی شدن قضیه ساخته اند. داریوش در بیستون مینویسد که گئومات کسانی را که بردیا را میشناختند میکشت!! به راستی باید باور کنیم که گئومات به راحتی توانسته است هرکس را که پسر شاه پیشین، کوروش را، که قاعدتاا بسیاری از مردم او را دیده بودند، میشناخته است بکشد؟! این داستان آنقدر احمقانه است که هرودوت بعدها افسانه شباهت گئومات به بردیا را میسازد و امروزه محقّقان بسیاری چون پروفسور پیر بریان، معتقدند که با رفتن کمبوجیه، بردیا شورش کرده است و پس از مرگ کمبوجیه، داریوش بر علیه بردیا وارد عمل شده و وی را کشته است، و بعد داستان مرگ بردیا به دست کمبوجیه و افسانه گئومات را مطرح کرده است.

شاهنشاه دیگری که از عهد ساسانیان، به نام انوشیروان عادل(!)، که من واقعا در این عادل بودن وی شک دارم نیز، مشت دیگری از این خروار است. شما عملکرد عادلش را ببینید تا وضعیت ظالمینشان را بفهمید:

انوشیروان از آن جهت که مزدکیان سعی کرده بودند او را از ولیعهد شدن محروم کنند تصمیم به گوشمالی آنان میگیرد. وی آنها را به اسم مباحثه دعوت میکند و البته بحثی نابرابر که نتیجه نهایی آن مشخص است صورت میگیرد و بعد از شکست بحث کنندگان مزدکی، مزدکیان را از دم تیغ میگذرانند!

آیا انوشیروان به مزدکیان گفته بود که اگر در بحث شکست بخورند کشته خواهند شد؟ وقتی شاه عادل این باشد، شما ببینید شاه ظالم چگونه است!!

حالا یک سؤال، چرا طبق حدیثی ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ(ﺹ( ﺑﻪ ﻋﻠﯽ)ﻉ) میفرمایند ﺍﯼ ﻋﻠﯽ ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ سه ﺟﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﯿﮑﻮﺳﺖ، میدﺍﻥ ﺟﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﺻﻼﺡ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ (ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﻪ، ج۱۲)؟

پاسخ:
مضمون این حدیث دستورات معقول و پسندیده ای است که هیچ عاقلی آن ها را محکوم نمیکند. در این احادیث دروغ در سه جا جایز بلکه پسندیده شمرده شده است :

۱) در جنگ که دشمن برای ضربه زدن به مسلمانان و جامعه اسلامی هجوم آورده و مسلمانان برای مقابله قیام کرده اند، در این جا اطلاعات غلط دادن به دشمن و با دروغ و مکر و حیله دشمن را منحرف کردن و به زمین زدن جایز است. این در عرف عموم مردم دنیا جا افتاده و ضرب المثل شده که جنگ میدان خدعه و نیرنگ است.
دو نفر که برای کشتن هم رو در رو ایستاده اند، به هر طریق سعی در پیروزی دارند. اسلام، جنگ ابتدایی و هجومی را، مگر به دستور امام معصوم علیه کسی اجازه نمیدهد. در میدان فردی و جمعی فقط دفاع را جایز میشمارد. بنابراین اجازه نمیدهد بدون دلیل قانع و جایز بر فرد یا جمعی هجوم برند. ولی اگر جایی مورد هجوم دشمن واقع شد اجازه داده برای غلبه بر دشمن مکر و کید و حیله کنند. دادن اطلاعات غلط یکی از موارد است.
فرض میگیریم یک نفر ایرانی، مسلمان یا هر کس دیگری، در جنگ اسیر شده است و یا زخمی و در حال مرگ است و میخواهند به او تیر خلاص بزنند. حال از او سراغ اطلاعات جنگی کشورش را میگیرند، تعداد افراد، نقشه عملیات، محل انبار‌های مهمات، نقشه‌های جنگی و ... او چه باید بکند؟ راستش را بگوید؟! آیا در این جا دروغ گفتن خود نوعی از حربه‌های جنگی نیست؟ به راستی کوروش خودش آنقدر ساده بود که در جنگ‌هایش نه در گفتار و نه در نقشه، طرح و رفتار جنگی دروغ نمیگفت؟! مثلا نشان نمیداد که میخواهد از مقابل حمله کند، اما از راست و چپ حمله نمیکرد؟

۲) وعده دروغ، كار خوب و پسنديده‏اى نيست و در هيچ جا نمىتوان به آن توصيه كرد. كسى كه قصد انجام كارى را ندارد و انجام آن را صحيح يا مشروع يا در توان خود نمىبيند، نبايد ابتدائا و به دروغ وعده انجام آن را بدهد، در حالى كه همان لحظه انجام آن را صحيح يا ممكن ندانسته و اصلا در ذهنش در صدد انجام آن نمىباشد؛ ولى يك نوع وعده دادن است که گرچه راست نیست، ولی براى تداوم زندگى، رفع كدورت و پيدايش علاقه به زندگى موثر است.
معمولا افراد خانواده و به خصوص همسر تقاضاهاى فراوانى دارد كه بيشتر آن ها مشروع و به جا مىباشند. گاه هم خواسته‏اى به ذهنش خطور مىكند و برآورده شدن آن را مىطلبد و از اينكه همسرش به آن بى ‏توجه است ناراحت میگردد. هنگام اظهار این درخواست ها چند نوع برخورد از طرف شوهر ممكن است صورت پذيرد:

الف) وعده قطعى انجام آنرا بدهد در حالى كه اصلا تصميمى بر انجام آن ندارد.
ب) وعده انجام آن را بدهد، مثلا بگويد به خواست خدا اين كار را خواهم كرد، در حالى كه واقعا و صد در صد مصمم بر انجام آن نيست، بلكه حتى انجام آن را به مصلحت نمیداند.
ج) اصلا به تقاضاى همسرش توجه نكند و با سكوت از آن بگذرد.
د) با قاطعيت انجام خواسته همسرش را نفى كند.

برخورد نوع چهارم قطعا سبب ناراحتى و آزرده‏ خاطرى همسر میگردد، مگر اينكه خواسته وى خلاف شرع روشن يا خواسته غير ممكنى باشد و شوهر بتواند او را به صحيح نبودن خواسته‏اش قانع كند.
برخورد نوع سوم شايد به ناپسندى نوع چهارم نباشد ولى قطعاً ناپسند است، زيرا به معناى بى ‏توجهى به همسر و تقاضاهاى اوست كه آزردگى خاطر وى را در پى خواهد داشت.
برخورد نوع اوّل تعهد قطعى در پى مى‏آورد و با عمل نكردن به آن، مرد گرفتار خُلف وعده مىشود كه هم اخلاقا ناپسند است و هم اثرات بدى بر روح و روان اعضاى خانواده و زن میگذارد.
اما برخورد نوع دوم راه صحيح و عاقلانه‏اى است. مرد در آن لحظه پس از شنيدن تقاضاى همسر، وقتى آن را ناهمگون با عقل و شرع نديد، وعده انجام آن را مىدهد و مثلا میگويد به خواست خداوند آن را انجام خواهم داد. با اين وعده همسرش را شاد میگرداند. پس از گذشت مدتى هر چند كم و آرامش يافتن و فروكش كردن هيجانات روحى همسر، چه بسا خود او از تقاضايش برگردد و آن را بیجا بشمرد و يا با كمى توضيح قانع گردد كه تقاضايش حداقل اكنون صحيح نيست يا اينكه با وجود صحيح و به جا بودن تقاضا، همسرش توان انجام آن را ندارد.
بنابراين در روایت به مردها توصيه میشود به درد دل خانم‏هايشان به خوبى توجه كنند. از مخالفت فورى با تقاضاهاى همسرشان خوددارى ورزند، بلكه سربسته و با وعده دادن با آن ها موافقت نمايند، تا هيجان‏هاى روحى همسر فروكش كند، آنگاه با توضيح او را از پى‏گيرى خواسته‏اش منصرف سازند. چنين موافقتى در لحظات ابتدايى، مصداق وعده دادن به همسر است كه بسيار پسنديده و كارساز میباشد.

۳) سخن چینی از کارهایی است که باعث ایجاد و شعله ور شدن کینه ها میگردد. افراد و گروه ها را به هم بدبین و باعث تفرقه میشود. طبیعی است که افراد در اثر غفلت و بی توجهی یا لغزش، پشت سر برادر و خواهر مؤمن خود گاهی سخن ناروایی میگویند. به خصوص اگر بین آنها دلخوری باشد.
اگر کسی سخن ناخوشایند که فرد در غیاب برادر یا خواهر مؤمنش زده، به فرد غایب برساند، دشمنی را بین آنان ایجاد یا شعله ور میسازد اما اگر نقل نکند یا به دروغ سخنان خوبی از این فرد در مورد فرد غایب به فرد غایب و از او به این منتقل کند، گرچه دروغ گفته ولی باعث شده که بین دو برادر دینی رفع کدورت شده یا دوستی آن ها عمیق تر گردد. افشا شدن این دروغ ها در بعد هم، نه تنها باعث ناراحتی آنها نمیشود بلکه دروغگو را به خاطر این دروغ های فایده بخشش تمجید میکنند و از او متشکر هم خواهند بود.
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

بازگشت به مباحث متفرقه



چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان

cron