سخن حق از راهنمای عزيزمان

در این قسمت، مباحث و احادیث پیشرفته برسی خواهند شد. این قسمت برای دانشجویان با سابقه، مناسب می باشد، اگر شما جدیدا شروع به مطالعه و برسی مباحث اسلامی، کرده اید، این قسمت برای شما مناسب نمی باشد، لطفا از قسمتهای دیگر فروم استفاده بفرمایید.
قوانين انجمن
لطفا فراموش نکنید که به عنوان انسانی در راه تعالی که می خواهد با ذهن باز و قلبی روشن، با بحث و گفتگو به حقیقت مطالب، ان شاء الله پی ببرد، باید به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم، خصوصا که صحبت از اعتقادات دینی باشد که برای همه ما محترم شمرده می شود، از تمامی عقاید ضد مذهبی استقبال می کنیم و معتقدیم که با توضیح و بحث در این موارد است که خیلی از مشکلات ما باز شده و حل خواهد شد.

در پناه الله
مدیریت سایت

دنیا تو را فریب نداد، بلکه تو فریفته آن شدی

پستتوسط ذاکر الله » شنبه ژانويه 20, 2018 9:42 am

سلام

علی-ع میفرماید

دنیا تو را فریب نداد
بلكه تو فریفته آن شدی
دنیا پند و عبرت را بر تو آشكار ساخت
و عادلانه و منصفانه تو را آگاه كرد

و در وعده هایی كه به تو میدهد از قبیل بلای جسمانی
و كم شدن نیرو و توانایی تو راستگوتر است
و با وفاتر از آنست كه به تو دروغ بگوید يا فریبت دهد

از خطبه 223 نهج البلاغه
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

چگونگی قطع دست دزد در فقه شیعه

پستتوسط ذاکر الله » جمعه ژانويه 26, 2018 12:37 pm

سلام به عزیزان

بحث بر سر نوع و محدوده قطع شدن در مورد دست دزد شد
و به حدیثی در این مورد ارجاع دادیم
که متن کامل آن به شرح زیر است

—-------------

چگونگی قطع دست دزد در فقه شیعه

زُرقان(1)، که با ابن ابی دُواد(2) دوستی و صمیمیت داشت میگوید یک روز ابن ابی دُواد از مجلس معتصم برگشت در حالی که بشدت افسرده و غمگین بود. علت را جویا شدم گفت امروز آرزو کردم که کاش بیست سال پیش مرده بودم.
پرسیدم چرا؟
گفت به خاطر آنچه از ابوجعفر (امام جواد-ع) در مجلس معتصم بر سرم آمد.
گفتم جریان چه بود؟
گفت شخصی به سرقت اعتراف کرد و از خلیفه (معتصم) خواست که با اجرای کیفر الهی او را پاک سازد. خلیفه همه فقها را آورد و محمد بن علی (امام جواد-ع) را نیز فرا خواند و از ما پرسید دست دزد از کجا باید قطع شود؟
من گفتم از مچ دست.
گفت دلیل آن چیست؟
گفتم چون منظور از دست در آیه تیمم فامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَاَیْدِیْکُمْ – مائده5 (صورت و دستهایتان را مسح کنید) تا مچ دست است.
گروهی از فقها در این مطلب با من موافق بودند و میگفتند دست دزد باید از مچ قطع شود، ولی گروهی دیگر گفتند لازم است از آرنج قطع شود، و چون معتصم دلیل آن را پرسید گفتند منظور از دست در آیه وضو فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَاَیْدِیَکُمْ اًّلی الْمَرافِقِ – مائده5 (صورتها و دستهایتان را تا آرنج بشویید) تا آرنج است.
آنگاه معتصم رو به محمد بن علی (امام جواد-ع) کرد و پرسید نظر شما در این مسئله چیست؟
گفت اینها نظر دادند، مرا معاف بدار.
معتصم اصرار کرد و قسم داد که باید نظرتان را بگویید.
امام جواد-ع گفت چون قسم دادی نظرم را میگویم. اینها در اشتباهند زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باید باقی بماند.
معتصم گفت به چه دلیل؟
گفت زیرا رسول خدا-ص فرمود سجده بر هفت عضو بدن تحقق میپذیرد، صورت (پیشانی)، دو کف دست، دو سر زانو، و دو پا (دو انگشت بزرگ پا). بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود، دستی برای او نمیماند تا سجده نماز را به جا آورد
و نیز خدای متعال میفرماید وَ اَنّ الْمَساجِدَ للهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ احَداً – جن18 (نقاط سجده، هفت عضوی که سجده بر آنها انجام میگیرد متعلق به خداست، پس هیچ کس را همراه باخدا نخوانید(3) و آنچه برای خداست قطع نمیشود.
ابن ابی دُواد میگوید معتصم جواب محمد بن علی را پسندید و دستور داد انگشتان دزد را قطع کردند (و ما نزد حضار، بی آبرو شدیم) و من همانجا (از فرط شرمساری و اندوه) آرزوی مرگ کردم(4)،(5).

پی نوشت
1- زُرقان (بروزن عثمان) لقب ابوجعفر بوده كه مردی محدث بود و فرزندش بنام "عمرو" استاد اصمعی محسوب میشد. (مجلسی، بحار الانوار، الطبعه الثانیه، تهران، المكتبه الاسلامیه، 1395 ه.ق، ج50، ص5، پاورقی).

2- ابن ابی دُؤاد (بر وزن غُراب) در زمان خلافت مامون، معتصم، واثق و متوكل عباسی، قاضی بغداد بود. (مجلسی، همان كتاب، ص5، پاورقی).

3- مسجد (به كسر جیم بر وزن مجلس، یا بفتح جیم بر وزن مشعل، جمع آن مساجد) به معنای محل سجده است، و همانطور كه مسجدها و خانه خدا و مكانی كه پیشانی روی آن قرار میگیرد محل سجده هستند، خود پیشانی و شش عضو دیگر نیز كه با آنها سجده میكنیم محل سجده محسوب میشوند و به همین اعتبار در این روایت "المساجد" به معنای هفت عضوی كه با آنها سجده میشود تفسیر شده است.
نیز در دو روایت دیگر از امام صادق-ع در كتاب كافی و همچنین یك روایت در تفسیر علی بن ابراهیم قمی "المساجد" به همین هفت عضو تفسیر شده است. شیخ صدوق نیز در كتاب "فقیه"، "المساجد" را به هفت عضو سجده تفسیر نموده است. همین معنا را از "سعید بن جُبیر" و "زجّاج" و "فرّأ" نیز نقل كرده اند.
ضمناً باید توجه داشت كه اگر تفسیر "المساجد" به هفت عضو یاد شده جای خدشه داشت، حتماً فقهایی كه در مجلس معتصم حاضر و در صدد خرده گیری بر كلام امام بودند ایراد میگرفتند. بنابراین چون هیچ گونه اعتراضی از طرف فقهای حاضر در مجلس ابراز نشد معلوم میشود به نظر آنان نیز "المساجد" به معنای هفت عضو سجده بوده و یا لااقل یكی از معانی آن محسوب میشده است.
(پیشوای نهم حضرت امام محمد تقی-ع، مؤسسه در راه حق، ص26-29، به نقل از تفسیر صافی، ج2، ص752 - تفسیر نور الثقلین، ج5، ص440 - تفسیر مجمع البیان، ج10، ص372).

4- پیشوای نهم...، همان صفحات - طبرسی، مجمع البیان، شركه المعارف الاسلامیه، 1379 ه.ق، ج10، ص372 - عیاشی، كتاب التفسیر، تصحیح و تعلیق حاج سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مطبعه علمیه، ج1، ص320 - سید هاشم حسینی بحرانی، البرهان فی التفسیر القرآن، قم، مطبوعاتی اسماعیلیان، ج1، ص471 - بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج18، ص490 (ابواب حدّ السّرقه، باب 4).

5- گرد آوری از کتاب سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص549.
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

قبلي

بازگشت به احادیث و مباحث پیشرفته



چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان

cron