تعدادی از کتب برسی شده...

در این قسمت احادیث جعلی که در کتابهای اصول کافی و من لايحضره الفقيه (تالیف شیخ صدوق – ابن بابویه) و کتب دیگر وجود دارند، مورد برسی قرار گرفته اند. به مرور زمان، و به منظور ایجاد انحراف در دین مبین اسلام اصل محمدی(ص)، مطالبی به گروهی از احادیث، اضافه شده اند. تنها راه تشخیص، حقیقت و احادیث جعلی مقایسه مفهوم آنها با آیات قرآن مجید، توسط فردی که دارای فرقان می باشد است. این قسمت به مرور تکمیل خواهد شد.
قوانين انجمن
لطفا فراموش نکنید که به عنوان انسانی در راه تعالی که می خواهد با ذهن باز و قلبی روشن، با بحث و گفتگو به حقیقت مطالب، ان شاء الله پی ببرد، باید به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم، خصوصا که صحبت از اعتقادات دینی باشد که برای همه ما محترم شمرده می شود، از تمامی عقاید ضد مذهبی استقبال می کنیم و معتقدیم که با توضیح و بحث در این موارد است که خیلی از مشکلات ما باز شده و حل خواهد شد.

در پناه الله
مدیریت سایت

تعدادی از کتب برسی شده...

پستتوسط ذاکر الله » يکشنبه ژانويه 25, 2015 9:50 pm

سلام

در این قسمت تعدادی از کتبی که محتوی احادیث جعلی می باشند،
را مورد برسی قرار می دهیم.

به مرور این قسمت با توضیحات فرامرز عزیز تکمیل خواهد شد.

لطفا هر چند وقت یکبار، احادیث این قسمت را برای احادیث جدید مرور بفرمایید.
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

کتاب اصول کافی - گفتم اگر ناصبي و دشمن خاندان پيغمبر(ص) باشد

پستتوسط ذاکر الله » يکشنبه ژانويه 25, 2015 9:52 pm

۳۶۵۱- ابوبصير میگوید به امام باقر يا امام صادق(ع) گفتم به يك ذمي (يهود و مسیحی و گبر) میرسم و بمن دست میدهد؟
فرمود آنرا به خاك يا ديوار بكش
گفتم اگر ناصبي و دشمن خاندان پيغمبر(ص) باشد؟
فرمود آنرا بشور
(ج۴- ص۴۷۷ – ح۱۰)

۳۶۵۲- امام باقر(ع)‌ درباره مردي كه با گبری دست داده فرمود دستش را بشورد و وضو نگيرد
(ج۴- ص۴۷۷ – ح۱۱)

(گبری = زرتشتی)

--- دلیل مردود بودن این دو حدیث --------------------------------------------

علت باطل بودن اینست که
در قرآن فقط مشرک نجس عنوان شده است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ - توبه۲۸

بنابراین کسانی که خدا را قبول ندارند مشرک حساب نمی شوند

اهل کتاب هم بقول خداوند کافر هستند
حتی کسانی که مسیح(ع) را خداوند میدانند
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ - مائده۱۷و۷۲

حتی مسیحیانی که مسیح(ع) را پسر خدا میدانند
و حتی یهودیانی که عزیر را پسر خدا میدانند
وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ
ذَٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ
قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ - توبه۳۰

حتی غذایی که اهل کتاب تهیه می کنند
برای ما نجس و ناپاک نیست
و می توانیم از آنها استفاده کنیم

این مطلب هم به صورت ابهام و باور غلط
بین مسلمانها رایج شده است

مثلا اگر یک یهودی غذایی تهیه بکند
چون به نام خدا (ی هو و) (Ya Ho Va) حیوان ذبح شده است
برای ما حلال است و مشکلی ندارد
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

کتاب اصول کافی - عرضکردم اشباح چیست؟

پستتوسط ذاکر الله » يکشنبه ژانويه 25, 2015 9:53 pm

جابربن یزید میگوید امام باقر(ع) بمن فرمود
ای جابر خدا در ابتدای آفرینش
محمد(ص) و خاندان راهنما و هدایت شده او را آفرید
و آنها در مقابل خدا اشباحی نورانی بودند

عرضکردم اشباح چیست؟

فرمود یعنی سایه ای از جنس نور
بدنهای نورانی بدون روح و محمد(ص) به یک روح واحد موید بود

و آن روح القدس است
که او و خاندانش بوسیله آن روح خدا را عبادت میکردند
و از این جهت خدا ایشان را دارای آرامش، عالم، نیکوکار و برگزیده آفرید

آنها با نماز و روزه و سجود و تسبیح و تهلیل خدا را عبادت میکردند
و نماز میخواندند و حج میکردند و روزه میگرفتند
اصول کافی
+-------------------------------+

متاسفانه با وجودیکه کتاب اصول کافی از کتب معتبر شیعه است
اما مانند خیلی از کتابهای معتبر دیگر شیعه و سنی
شامل احادیثی است که فاقد اعتبار است

مثلا احادیثی که گفته شده قرآن تحریف شده
و کلماتی از آیات آن حذف شده است
و یا احادیثی از این قبیل که در بالا عنوان کردی

یک مورد در همین حدیث اینست که
روزه مربوط به جسم است
پس چگونه کسی که هنوز جسم ندارد
و سایه ای از جنس نور است روزه میگیرد
مگر چنین ماهیتی که شبیه با ملائکه است غذا میخورد؟
یا شامل احکامی میشود که مربوط به جسم است؟

نویسندگان این کتابها از روی احتیاط و احترام به این بزرگان
احادیثی را نوشته اند که کاملا اغراق آمیز است
و هیچ سنخیتی با قرآن ندارد
بنابراین مورد قبول نیست
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

کتاب اصول کافی - خوابیدن پیغمبران بر پشت...

پستتوسط ذاکر الله » يکشنبه ژانويه 25, 2015 9:54 pm

احمد بن اسحاق گفت خدمت حضرت امام عسکری(ع) رسیدم
و درخواست کردم چیزی بنویسد که من خطش را ببینم
تا هر وقت دیدم بشناسم

فرمود بسیار خوب سپس فرمود ای احمد، خط با قلم درشت و ریز در نظرت مختلف مینماید مبادا به شک بیفتی
آنگاه دوات طلبید و خط نوشت و مرکب را از ته دوات به سرش میکشید

وقتی نوشت با خود گفتم تقاضا میکنم قلمی را که با آن مینویسد بمن ببخشد
چون نوشتنش تمام شد با من حرف میزد و تا مدتی قلم را با دستمالش پاک میکرد
سپس فرمود بگیر ای احمد و قلم را بمن داد

گفتم قربانت گردم مطلبی در دل دارم که بخاطر آن ناراحتم، میخواستم آنرا از پدر شما بپرسم نشد
فرمود بپرس عرضکردم آقای من، از پدران شما برای ما روایت کردند که
خوابیدن پیغمبران بر پشت و خوابیدن مومنین بجانب راست و خوابیدن منافقین بجانب چپ و خوابیدن شیاطین دمرو است
فرمود همینطور است

عرضکردم آقای من هر چه سعی میکنم به دست راست خود بخوابم ممکن نمیشود و خوابم نمیبرد

حضرت کمی سکوت کرد سپس فرمود ای احمد نزدیک بیا، نزدیکش رفتم
فرمود دستت را زیر لباست ببر، من بردم، آنگاه دست خود را از زیر لباسش درآورد و زیر لباس من کرد
و با دست راست خود به پهلوی چپ من و با دست چپ خود به پهلوی راست من کشید تا سه بار

احمد میگوید از آنزمان که با من چنان کرد نتوانستم به پهلوی چپ بخوابم
و ابدا بر آن پهلو خوابم نمیبرد
(اصول کافی ج۲- ص۵۷۹- ح۲۷)


--- فرامرز عزیز -------------------------
اصلا اینطوری که گفته شده نیست
خود خدا در مورد اصحاب کهف میگه ما اونا رو به سمت چپ و راست میگرداندیم
پس این حدیث اعتبار ندارد

وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ - کهف۱۸
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

كنز العمّال : ۲ / ۵۰۹ / ۴۶۱۴ نقلاً عن أبي القاسم اللالكائي

پستتوسط ذاکر الله » يکشنبه ژانويه 25, 2015 9:55 pm

الإمام عليٌّ عليه السلام :
قالَ رَسولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله : يَزورُ أهلُ الجَنَّةِ الرَّبَّ تَبارَكَ وتَعالى في كُلِّ يَومِ جُمُعَةٍ، وذَكَرَ ما يُعطَونَ ،
قالَ : ثُمَّ يَقولُ اللّه ُ تَعالى : اِكشِفُوا الحُجُبَ . فَيَكشِفوا حِجابا ثُمَّ حِجابا حَتّى يَتَجَلّى لَهُم تَبارَكَ وتَعالى عَن وَجهِهِ فَكَأَنَّهُم لَم يَرَوا نِعمَةً قَبلَ ذلِكَ ، وهُوَ قَوله تَعالى : «وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ » .
كنز العمّال : ۲ / ۵۰۹ / ۴۶۱۴ نقلاً عن أبي القاسم اللالكائي .

امام على عليه السلام :
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود : «بهشتيان هر روز جمعه با پروردگار متعال ديدار مى كنند».
سپس حضرت ، آنچه را كه به آنان عطا مى شود ياد كرد و افزود: «آن گاه خداوند متعال مى فرمايد : "پرده‌ها را برداريد".
پس از آن پرده‌ها يكى يكى برداشته مى شوند ، تا آن كه خداوند متعال با رخسار بزرگوارش چنان بر آنان تجلّى مى كند كه گويى پيش از آن ، هيچ نعمتى نديده اند؛ و اين است معناى گفته خداوند متعال : «و بيش از آن نزد ماست»

--- سوال --------------------------------------------
مگه شیعه معتقد به عدم رویت خداوند نیست؟
پس این روایت منظورش چیه؟

---- پاسخ -----------------------------------------
فرامرز عزیز:
در مورد این روایت چند مورد قابل ذکر است

اولین مورد اینست که بدلیل عدم صحت مطلب آن
کاملا مردود است و نیازی به بحث نیست
حتی اگر چنین مطالبی در معتبرترین کتابهای حدیث باشد
چرا که روایات شبهه دار حتی در کتاب اصول کافی نیز وجود دارد
و میدانیم که این کتاب جزو کتب اربعه اعتقادی شیعه است
این روایات گویای آنست که بعضی آیات قرآن دستکاری شده اند
و نام علی‌ع یا امامان‌ع از آن برداشته شده است
و حدیث دیگری که میگوید قرآن که در دست ما قرار دارد
نصف حجم قرآن نازل شده به پیامبر‌ص است

دومین مورد قابل بررسی
اینست که عبارت **با رخسار بزرگوارش چنان** اضافه است
و در متن عربی حدیث نیست
در متن صرفا گفته شده که خداوند تبارک و تعالی بر آنان تجلی میکند
**حَتّى يَتَجَلّى لَهُم تَبارَكَ وتَعالى عَن وَجهِهِ**

بنابراین هیچ اشاره‌ای به چهره خداوند نشده است
و صرفا بحث بر سر تجلی خداوند است

سومین مورد برای بررسی
اینست که این حدیث را شامل مواردی بدانیم
که خداوند خود نیز از نوعی تجلی برای مخلوقش صحبت فرموده است
یکی از این موارد تجلی برای موسی‌ع بصورت نوعی آتش بود
که در میان درخت پدیدار شد و موسی آنرا مشاهده کرد
فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَن بُورِكَ مَن فِي **النَّارِ** وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ - نمل۸

مورد دیگر تجلی در قیامت است
که خداوند در توده هایی از ابر برای همگان انجام میدهد
هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي **ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ** - بقره۲۱۰

و اهل قیامت او را مشاهده میکنند
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ - إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ - قیامت۲۲و۲۳

و در مورد دیداری که باعث فراموشی سایر نعمتها شود
مسلما اگر این حدیث اتفاق بیفتد
لذتی برای بیننده دارد که قابل وصف نیست
چرا که آنچه به خداوند مربوط میگردد منحصر بفرد است
و حتی اگر خداوند هر بار به یک شکل واحد تجلی کند
بازهم اثری که برای بیننده خود دارد منحصر بفرد است

--- سوال ---------------------------
یعنی این حدیث مردود است؟

--- پاسخ ---------------------------
فرامرز عزیز:
بنا بر توضیحی که دادیم
اگر مورد اول را در نظر بگیریم مردود است
و اگر اصرار داشته باشیم که صحیح است
توضیح آن همانست که در قسمت سوم گفته شد
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

منبع نامعلوم - فرزندان خود را به خاطر سهل انگارى در نماز بزن

پستتوسط ذاکر الله » پنج شنبه آپريل 02, 2015 8:19 am

سلام

آیا احادیث زیر صحت دارند؟

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:
أدب صغار أهل بيتك بلسانك على الصلاه و الطهور، فاذا بلغوا عشر سنين، فاضرب و لا تجاوز ثلاثا
فرزندان خردسالت را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهيد.
و آن گاه كه به ده سالگى رسيدند آنها را به خاطر سستى و سهل انگارى در نماز بزن،
ولى از سه ضربه فراتر نرو

وقتی فرزندانتان شش ساله شدند، امر کنید نماز بخوانند.
وقتی هفت ساله شدند، در این‌باره بیشتر تأکید کنید.
و در صورت لزوم می‌توانید آن‌ها را بزنید.

---- توضیح فرامرز عزیز -----------------
هر نوع تنبیهی جهت واداری کسی به دینداری و انجام دستورات دین
مخالف با آیات قرآن است
بنابراین این حدیث کاملا جعلی و باطل است

نگاه نکنید حدیث از کیست و در چه کتابی است
حقانیت هر کلام، مطابقت آن با قرآن است حتی اگر از شیطان باشد
و باطل بودن هر کلام، مخالف بودن آن با قرآن است
حتی اگر بگویند کلام پیامبر(ص) است، چه برسد به امام

مخصوصا که تنبیه کودک در آن ذکر شده است
درحالیکه پیامبر(ص) در مورد کودکان فرموده
احبوا الصبیان و ارحموهم
همه کودکان را دوست داشته باشید و به آنها ترحم کنید

آیه‌ای که پذیرش دین را اختیاری میداند:
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ
هیچ اجباری در پذیرش دین نیست
بقره۲۵۶

آیه‌ای که حتی خداوند پیامبر(ص) را منع میکند از اینکه بخواهد مردم را بزور وادار به پذیرش دین کند:
وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
اگر حتما خدا میخواست مطمئنا تمام کسانی که روی زمین هستند ایمان می‌آوردند، آیا تو میخواهی مردم را مجبور کنی تا مومن شوند
یونس۹۹

وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بوَكِيلٍ
و تو وظیفه نداری آنها را به پذیرش دین مجبور کنی
انعام۱۰۷/ زمر۴۱/ شوری۶

پیامبر هم بنا بر فرمان خداوند فرموده
لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ
من اجبار کننده شما برای پذیرش دین نیستم
انعام۶۶/ یونس۱۰۸

حتی پیامبر حق ندارد نوع دینداری مردم را مورد تحقیق قرار دهد
عبارت مورد نظر کلمه «حفیظ» است
نساء۸۰/ انعام۱۰۴و۱۰۷/ هود۸۶

حتی در آیه زیر علاوه بر اینکه مسئولیت مراقب عملکرد مردم از پیامبر برداشته شده، گفته شده که پیامبر فقط مسئول رساندن پیام خداوند است
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ
اکر از دین اعراض کردند ما تو را مامور اجبار آنان نفرستادیم، وظیفه تو فقط رساندن پیغام است
شوری۴۸

آیا حتی با بودن یکی از این آیات
میتوان کسی را مجبور به پذیرش دین کرد؟
آنهم یک کودک؟
و آنهم با توسل به زور و حتی تنبیه؟

و آیا پیام آور چنین دینی میتواند رحمت برای عالمیان باشد؟
و آیا کسی که چنین حرفی بزند میتواند امام باشد؟
و جانشین رحمت عالمیان؟

سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm


بازگشت به بررسی احادیث جعلی



چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان

cron