احادیث از کتب مختلف در باره پیامبر(ص)

در این قسمت مطالبی درباره پیامبر(ص) از پستهای گروه و جلسات مذهبی جمع آوری شده اند. متاسفانه درباره عظمت و مقام والای اشرف مخلوقات، محمد بن عبد الله بن عبد المطلب(ص)، مطالب بسیار محدودی در دسترس است، در این قسمت سعی کردیم، احادیث و توضیحات مربوط به ایشان را در در یک جا، جمع آوری کنیم، این قسمت هم به مرور تکمیل خواهد شد.
قوانين انجمن
لطفا فراموش نکنید که به عنوان انسانی در راه تعالی که می خواهد با ذهن باز و قلبی روشن، با بحث و گفتگو به حقیقت مطالب، ان شاء الله پی ببرد، باید به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم، خصوصا که صحبت از اعتقادات دینی باشد که برای همه ما محترم شمرده می شود، از تمامی عقاید ضد مذهبی استقبال می کنیم و معتقدیم که با توضیح و بحث در این موارد است که خیلی از مشکلات ما باز شده و حل خواهد شد.

در پناه الله
مدیریت سایت

Re: احادیث از کتب مختلف در باره پیامبر(ص)

پستتوسط ذاکر الله » جمعه مه 10, 2013 5:39 pm

============================
اسرار معراج پیامبر اسلام(ص) – ص۴۵
============================

پیامبر(ص) فرمود:
از علامات قیامت ضایع کردن نماز و پیروی از شهوات است
و بزرگداشت پولداران و فروختن دین به دنیا.
در آن وقت قلب مومن در سینه‌اش آب میشود
مثل آب شدن نمک در آب برای آنکه میبیند
منکرات را و قدرت بر جلوگیری از آن ندارد.
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
--------------------------------------
زمانی بر مردم می آید که شکمهایشان خدایان آنهاست
و زنانشان قبله آنهاست
و درهم و دینار دین آنهاست
و شرافت آنها لوازم زندگی آنهاست
در آنروز از ایمان باقی نمیماند مگر اسم آن
و از اسلام مگر رسم آن
و از قرآن مگر درس دادن آن
---------------------------------------

فرمود:
ای سلمان در آن زمان منکر معروف میشود
و معروف منکر میگردد و امین نزد مردم خائن به حساب می آید
و خائن امین محسوب میشود و دروغگو تصدیق میشود
و راستگو تکذیب میگردد سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد
فرمودند بله به حق کسی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان ریاست با زنان میشود
و اطفال بر منبرها مینشینند
و مردم بر پدر و مادر خود جفا میکنند
و ستاره دنباله دار طلوع میکند
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد
فرمودند بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شریک میشوند
و بازارها به یکدیگر نزدیک میگردد و اهل بازار به یکدیگر میگویند
چیزی نفروختیم و سودی نبردیم
و به غیر از شکایت از آنها چیزی شنیده نمیشود
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان کوچک به بزرگ احترام نمیگذارد
و بزرگ بر کوچک ترحم نمیکند.
صورت آنها صورت آدمیان و دل آنها دل شیاطین است
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خداییکه جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آنزمان مردان به مردان و زنان به زنان تمایل پیدا میکنند
مانند تمایلی که مرد نسبت به دختر دارد
و مردان شبیه به زنان و زنان شبیه به مردان میشوند
و زنان بر زین سوار میشوند پس لعنت خداوند بر این دسته از زنان امت من باد سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خداییکه جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آنزمان مساجد را نقاشی و طلاکاری میکنند
چنانچه یهود و نصاری معابد خود را طلاکاری و زینت میکنند
و منارهای مساجد را بلند میکنند
و صف‌های جماعت طولانی میگردد
ولی دلهای آنان با یکدیگر مخالف میباشد
و در دلها دشمنی یکدیگر را دارند
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان مردان امت من خود را به طلا زینت میدهند
و لباس حریر میپوشند و پوست پلنگ را برای اظهار عظمت به تن میکنند سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان ربا بین مردم شایع میشود
و به حیله هایی آنرا بر خود حلال میکنند
و رشوه بین آنها زیاد میگردد و دنیا در نظر آنان بلند
و دین پست میشود سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد
فرمودند بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان ثروتمندان برای تفریح حج میکنند
و متوسطین از مردم برای تجارت به حج میروند
و فقرا برای ریا به مکه مشرف میگردند
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آنزمان مردم قرآن را برای خوانندگی یاد میگیرند
و اولاد زنا زیاد میشود و برای مال دنیا به روی هم شمشیر میکشند
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن روز گناه بین مردم شایع میشود
و افراد بد بر خوبان مسلط میشوند
و مردم به لباس بر یکدیگر فخر میکنند
و آلات لهو و لعب بین آنها رایج میشود
و باران در غیر وقت خود بر آنها میبارد
که علاوه بر اینکه به حال آنها فایده ندارد
موجب ضرر برای آنها میشود
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان ثروتمندان بر فقرا ترحم نمیکنند
به نحوی که از این جمعه تا جمعه دیگر فقرا سوال میکنند
و کسی در دست آنها چیزی نمیگذارد
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست.

فرمود:
ای سلمان در آن زمان کسانی بر مردم حکومت میکنند
که اگر آنها سخنی بگویند خون آنها را بریزند
و اگر ساکت بنشینند اموال آنها را بگیرند
تا اینکه آنها را مستاصل کنند
و دل مردم از ترس اشرار پر میشود
و بدنشان لرزان میگردد
سلمان عرض کرد اینها اتفاق می افتد فرمودند
بله قسم به خدایی که جانم در دست قدرت اوست
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

پیامبر خاتم(ص) نیز با موارد خاص خود مبوث شد

پستتوسط ذاکر الله » شنبه مارس 22, 2014 1:44 pm

توضیح فرامرز عزیز درباره پیامبر(ص)

اما پیامبر خاتم(ص) نیز با موارد خاص خود مبوث شد
ایشان بطور کلی رحمت برای کل عالم امتش معرفی شد
رحمتی که طبق فرموده خداوند برای امت او آسانی قرار داده
و هرگونه سختی را از آنها برداشته است
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ – بقره۱۸۵

حتی اعمالی که طاقت انجامش را نداشته باشیم برای ما نیست
وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا
رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ – بقره۲۸۶

در چنین راستایی حضرت محمد‌(ص) باید سمبل این سادگی و آسانی باشد
و بود

اما با اینحال
پیامبر(ص) هنگام غذا خوردن دوزانو مینشست و تکیه نمیداد
پیامبر(ص) هنگام خوردن گوشت دهانش را بسمت گوشت نمیبرد
و گوشت را با دندان تکه نمیکرد
بلکه گوشت را با دست تکه میکرد و بطرف دهانش میبرد

اما هنگام خوردن سایر خوراکی‌ها دهانش را بطرف آن میبرد
پیامبر(ص) بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب به جایی تکیه نمیداد
و فقط مشغول تعقیبات نماز و عبادت شخصی بود
و با هیچکس صحبت نمیکرد و جواب سوال هم نمیداد
در این هنگام علی‌(ع) به پشت او تکیه میکرد و جواب مردم را میداد

اینها نکات کوچکی از پیامبر(ص) بزرگوار است
بنابراین تکیه پیامبر(ص) به ستون دلیل خود را دارد
تکیه پیامبر(ص) به درخت برای بیعت دلیل خود را دارد

و خلاصه اینکه بخشی از اعمال عمومی پیامبران در زندگیشان
کاملا حساب شده است
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

در توصيف اخلاق حضرت (ص)

پستتوسط ذاکر الله » چهارشنبه مارس 26, 2014 11:55 pm

در كتاب مواليد صادقين (ع): پيغمبر (ص) همه نوع غذا ميل مى فرمود
و آنچه را خداوند حلال كرده با اهل و خدمتگزاران
و هر كس از مسلمين كه او را دعوت مى كرد ميل مى كرد
و بر روى زمين و هم بر آنچه آنها غذا مى خوردند، و از آنچه مى خوردند،
مگر آنكه مهمانى ميرسيد كه با مهمان غذا مى خورد
و دوست ترين طعام براى او آن بود كه با مهمان و ديگر مردم تناول ميشد.

روزى در محضر اصحابش گفت:
بار خدايا ما از فضل و رحمت تو كه جز تو كسى مالك آن دو نيست مسألت مى كنيم
در اين حال گوسفندى بريان برسم هديه براى حضرت آوردند.
فرمود: بگيريد كه اين از فضل الهى است و ما اينك انتظار رحمتش را ميكشيم.

و چون سفره برايش پهن مى شد مى فرمود:
«بسم اللَّه اللهم اجعلها نعمة مشكورة نصل بها نعمة الجنة»
(بار خدا اين را نعمتى كن سپاس شده كه بوسيله آن به نعمت بهشت دست يابيم)

و بسيار بود كه وقتى براى خوردن مى نشست از جلوى خود تناول مى كرد،
و پاها و زانوها را جمع مى نمود، چنان كه نمازگزار دو زانو مى نشيند،
جز اينكه يك پا را روى پاى ديگر تكيه مى داد (متورك)
و مى فرمود من بنده‌ام مانند بندگان غذا مى خورم و همچون بندگان مى نشينم.

از حضرت صادق (ع) فرمود:
پيغمبر اكرم از آنگاه كه خداوند او را به پيغمبرى برانگيخت
تا وقتى كه خداوند او را قبض روح كرد
هرگز بهنگام غذا خوردن تكيه نكرد
براى فروتنى به پيشگاه خداوند عز و جل
و چون دست مبارك به طعام دراز مى كرد مى فرمود:
از مجموعه پدرم از حضرت صادق (ع) از پدرانش عليهم السلام:

پيامبر (ص) بهنگام افطار كردن مى فرمود:
«اللهم لك صمنا و على رزقك افطرنا فتقبله منا»
(يعنى: خداوندا براى تو روزه گرفتيم و با روزى تو افطار مى كنيم و (روزه را) از ما بپذير)
و مى فرمود: تشنگى رفت، و رگهاى شست و شو و گشاده و پاكيزه شد و پاداش بجاى ماند.

و حضرت صادق (ع) فرمود: پيغمبر اكرم چون از نزد عده اى غذا ميل ميكرد
مى فرمود: در محضر شما روزه داران افطار ميكنم و طعام شما نيكان را مى خورم.

و فرمود: دعاى روزه دار بهنگام افطار كردن مستجاب است.
و در روايت آمده كه: پيغمبر (ص) با خرما افطار مى فرمود
و اگر قند مى يافت با آن افطار مى نمود.

از حضرت صادق (ع): پيغمبر (ص) با شيرينى افطار مى فرمود
و اگر شيرينى نمى يافت با آب ولرم افطار مى كرد
و مى فرمود كه كبد و معده را شست و شو مى دهد و تميز مى نمايد
و دهان را خوشبو مى سازد، و دندانها و سياهى و قرنيه چشم را محكم و چشم را تيز بين مى نمايد
و گناهان را كاملا مى شويد و رگهايى كه به هيجان در مى آيد
و همچنين صفراء را آرام ميكند و بلغم را برطرف ميكند
و حرارت معده را فرو مى نشاند و دردسر را از بين مى برد.
و نيز پيغمبر (ص) گرمى نمى خورد مگر آنكه سردى نيز ميل مى كرد (تبريد مى نمود)
و مى فرمود: خداوند به ما آتش نخوراند، غذاى حاد بى بركت است تبريد كنيد
(غذاى سرد ميل كنيد) «۱».

و چون غذا مى خورد بسم اللَّه مى گفت،
و با سه انگشت تناول مى كرد، و از جلوى خود مى خورد و از جلوى ديگرى غذا نمى خورد،
قبل از ديگران به غذا شروع مى كرد و بعد از ديگران از آن دست مى كشيد،
و با سه انگشت ابهام و وسطى و شست ميل مى كرد،
و گاه انگشت چهارم را نيز بكمك ميگرفت و با دو انگشت غذا نمى خورد

و مى فرمود: با دو انگشت خوردن روش شيطان است.
يكى از اصحاب روزى پالوده برايش آورد، حضرت از آن ميل كرد و از آورنده آن پرسيد:
اين از چيست اى ابا عبد اللَّه؟
گفت پدرم و مادرم فدايت روغن و عسل را در ديگ سنگى ميريزيم
و بر آتش مى نهيم تا بجوشد، آنگاه مغز گندم را مى گيريم
و بر آن روغن و عسل مى ريزيم و بهم مى زنيم تا سرخ شود
و اين فالوده كه مى بينيد بدست مى آيد.

پيغمبر (ص) فرمود: اين غذاى بسيار خوبى است.
پيغمبر جو را سبوس نگرفته مى خورد، چه به صورت نان و چه در طعام.
از كتاب روضة الواعظين عيص بن قاسم گويد:
به حضرت صادق عرضه داشتم حديثى از پدر شما نقل مى كنند كه فرموده:
پيغمبر (ص) هرگز از نان گندم سير نخورد.

آيا اين مطلب صحيح است؟
گفت: آرى، پيغمبر (ص) هرگز نان گندم نخورد و از نان جو هم سير نشد.

عايشه گويد: پيغمبر از نان جو دو روز سير نشد تا از دنيا رفت.
و روايت است كه پيغمبر (ص) هرگز بر سفره غذا نخورد
تا وفات يافت و نان نرم (بدون سبوس) نيز تناول نكرد تا از دنيا رفت.

عايشه گويد: دنيا در زمان پيغمبر بر ما سخت بود،
چون حضرت وفات يافت لذايذ و نعمتها بسوى ما بشدت سرازير شد.

از امام صادق (ع): غذاى پيغمبر (ص) تا وقت وفات (نان) جو بود.
از انس: پيغمبر (ص)، دعوت بندگان را مى پذيرفت، مردم را بر ترك خود مى نشاند،
بر روى زمين غذا مى خورد، خيار را با خرما و با نمك ميل مى كرد،
ميوه تازه تناول مى نمود، محبوبترين ميوه‌ها براى او خربزه و انگور بود،
خربزه را با نان و گاه با شكر ميخورد، و گاه هم با رطب.
در غذا خوردن از هر دو دست كمك مى گرفت.
______________________________
(۱)- مراد از سرد و گرم باصطلاح طلب قديم است نه گرمى بمعنى حرارت و سردى بمعنى سرما.

طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق / ترجمه ميرباقرى - ج۱، ص: ۵۶
در پناه الله
نماد کاربر
ذاکر الله
Site Admin
 
پست ها : 1241
تاريخ عضويت: دوشنبه آپريل 12, 2010 9:25 pm

قبلي

بازگشت به محمد، پیغمبری که هرگز شناخته نشد



چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان

cron