اسلام از منظر الله
به سایت ما خوش آمدید
دستور ذکر
صفحه اصلی

 

 

امام صادق(ع) فرموده اند سخت ترین کار «ذكر الله كثيرا علی کل حال» است.
یعنی شما در هر حالی بتوانی خداوند را به درستی ذکر بگویی.



هدف ما از مطالب و صحبتهایی که در این صفحه درباره ذکر ارایه شده است، برطرف کردن هر گونه کج فهمی درباره ‌ ذکر و دستور صحیح آن برای مسلمان میباشد.
در جهت برآورده شدن این هدف سعی کردیم که دستور ذکر را به صورت کامل در اختیار شما قرار بدهیم.

شما برای دریافت دستور ذکر احتیاج به ملحق شدن به هیچ فرقه ای و گذراندن هیچ مراسمی ندارید.

خداوند در قرآن از اهمیت ذکر به دفعات متعدد صحبت کرده است و تنها دستوری است بین سایر دستورات مذهبی دیگر مانند نماز، روزه، حج و غیره که دقیقا روش اجرای آنرا در قرآن به طور کامل بیان کرده است.

هدف ما از ارایه این اطلاعات با مراجع کامل قرآنی مربوط به آن و آموزش روش انجام آن به شما علاقه مندان، در اختیار گذاشتن امکانات نامتناهی است که ذاکر میتواند با انجام صحیح دستور ذکر بدست بیاورد.

لطفا به توضیحات مطرح شده در جلسات زیر توجه بفرمایید.

مدت
KB سایز
نام
۱:۰۶:۴۲
۷,۸۲۸
۰:۲۲:۰۳
۴،۸۸۸
۰:۰۹:۱۳
۲,۱۶۴
۰:۱۰:۰۲
۲،۳۹۳
۰:۰۲:۳۴
۲,۴۰۹
۰:۰۷:۳۱
۱,۷۶۷
۰:۰۶:۳۲
۶,۱۳۲
۰:۰۷:۵۶
۹۳۳
۰:۰۶:۵۵
۵،۸۴۰
۰:۴۲:۱۱
۹،۹۰۷

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ،

این جلسه را در باره ذکر "الله" و رفرنسهای قرآنی آن آغاز میکنیم.

در باره ذکر، هر جا که خداوند راجع به خود ذکر گفتن صحبت کرده است، همیشه فرموده
«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّـهَ قِيَامًا وَ قُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ» (آل عمران/١٩١)
یا جای دیگر فرموده «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّـهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأ َصِيلًا» (الأحزاب/٤١-٤٢)
خلاصه هر جا خداوند به فعل ذکر گفتن اشاره کرده است، بلافاصله کلمه ای که قرار است به عنوان ذکر استفاده شود را فقط "الله" گفته است.

در آیه ای خداوند برای دعا کردن گفته است
«قُلِ ادْعُوا اللَّـهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَـٰنَ أَيًّا مَّا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ» (الإسراء/١١٠)
یعنی موقع دعا بگویید "الله" یا بگویید "رحمان"، هر کدام از این ٢ را که خواستید بگویید.

خداوند اسامی نیکوی دیگر هم دارد، که ما میگوییم خداوند بر اساس احادیث، ٩٩ اسم نیکو "حسنی" دارد که در واقع میشوند اوصاف جزئی، همه این ٩٩ تا در "الله" نهفته است، پس جمعا میشود ١٠٠ تا، پس اسامی خداوند ١٠٠ تا هستند.
بر اساس کتاب اصول کافی، جلد اول، باب حدوث اسماء، خداوند ۳۶٠ اسم دارد و ما فقط ١٠٠ تای آنرا میدانیم.

آقای علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، یک سری اسامی دیگر که در احادیث و آیات قرآن خدا خودش را با آن اسامی صدا زده است جمع کرده و حدود ١٢٠ تا شده است، اما در نهایت به ۳۶٠ نمیرسد، ولی بطور رسمی تعدادش ٩٩ تا است که با الله میشود ١٠٠.

در مورد ذکر گفتیم که هر آیه را که نگاه کنید خداوند "الله" را عنوان کرده است، حتی برای کسانی که به دانشهای خاص معنوی رسیدند و خدا به ایشان "اولی الْأَلْبَابِ" یعنی صاحبان عقل میگوید. خداوند فرموده
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ» (آل عمران/١٩٠)،
" اولی الْأَلْبَابِ" کسانی هستند که به دانشهای اضافه تر معنوی رسیده اند.

خداوند میخواهد بگوید این " اولی الْأَلْبَابِ" چه کسانی هستند، باز هم میگوید
«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّـهَ قِيَامًا وَ قُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل عمران/١٩١)،

یعنی فقط ذکر گفتن شرط نیست، همراه با ذکر، تفکر در خلقت خدا، آثار صنع خدا که خدا چه کار میکند، چه جوری این کار را انجام میدهد، مسبب الاسباب یعنی چی، الرحمن یعنی چی، اینجا را چه کار کرده، آنجا را چه کار کرده، جزو دستورات ماست، یعنی فضولی در عملکرد خدا بر ما واجب است، اما فضولی در ذات خدا برای ما ممنوع است چون آن را نمیتوانیم بفهمیم.

ما قادر به شناخت عقل خودمان هم نیستیم، ولی میتوانیم بفهمیم که با عقلمان چه کار میتوانیم بکنیم.
پس عاقل را از روی عملکردش میفهمیم که عاقل است و آدم نادان را از عملکرد نادانیش میفهمیم که نادان است، ولی کلا هر دوی اینها عقل دارند اما حدود آن با هم فرق میکند.

خداوند هم یک ذات دارد که طبیعتا غیر قابل شناخت است. ما بارها گفتیم که حد عقل خودمان را نمیدانیم، با اینکه در حال رشد است، چقدرش تا به حال پر شده، چقدر دیگرش مانده، چقدر میتواند گسترده شود، چقدر میتواند برگردد و کوچک شود (اصطلاحا)، همه اینها تمثیل است چون عقل، ذات که نیست و معنی است و جسم ندارد.
ولی نماد اینکه کسی عقل دارد چیست؟ افعال، گفتار، کردار و ثمره کارش است.

خداوند هم به همین دلیل چون ما در خودمان هم اگر بخواهیم عمیق بشویم، عاجز میمانیم و نمیتوانیم بفهمیم جریان چیست، گفته است که شما رسما فراموش کنید که ذات من چیست.
به هیچ عنوان در ذات خدا فکر نکن چون خدا ذات ندارد.
خدا مجبور شده برای اینکه من او را بفهمم برای خودش اسم اختیار کند.
میگوید من اینطوری هستم، من اینطوری هستم، مثل اینکه یک روبات الان بخواهد انسان را که خالقش است بشناسد.
روبات در حدی مرا میتواند بشناسد که من خودم را به او شناسانده ام (از طریق برنامه ریزی اولیه)، بنابر این بک روبات هر قدر بهش عقل بدهند، عقل خودش و بعد از خودش را دارد، عقل آفریننده خودش را نمیتواند داشته باشد.

هرگز حتی انسان موفق نمیشود که عقل خودش را در جایی قرار بدهد، چون مادی نیست و قرار دادنی نیست.
شبیه سازی این را و شبیه سازی طرز تفکر را. تازه با همان چیزی که من بهش میدهم شروع به کار کردن میکند و جلو میرود و هرگز به من دسترسی پیدا نمیکند.
مگر اینکه من خودم بیایم فکر کنم که این روباتی که ساختم و خیلی در مورد من کنجکاو است، دو تا چیز اضافه تر به او بگویم، چون دو تا سوال پرسیده، این میشود آیه الکرسی «و لا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء».
در مثال ما یعنی هیچ کس به علم من روبات ساز احاطه پیدا نمیکند مگر آن کسی که خودم بخواهم به او یاد بدهم. در آنوقت او میشود یکی از انبیاء.

دوباره بر میگردیم سر بحث ذکر.
هر جا خداوند اشاره کرده به ذکر گفتن، از کلمه "الله" استفاده کرده است.
در جایی دیگر هم خداوند به صورت بسیار زیبایی اشاره کرده اند «وَاذْكُر» یعنی ذکر بگو «اسْمَ رَبِّكَ» اسم رب خودت را.
خوب اسم رب شما چیست؟ الله.
یا در "بِسْمِ اللَّه" هرگز خداوند نگفتند "بِسْمِ الرَّحْمَٰنِ" یا "بِسْمِ الرَّحِيمِ"، همیشه بعد از اشاره به اسم خودش از کلمه "الله" استفاده کرده است.
یا در «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» که خدا گفته اند، اسم رب من چیست؟ الله.
چرا؟ چون میگوید "الْحَمْدُ"، "لله" "رَبِّ الْعَالَمِينَ". این هم توضیحاتی برای کلمه صحیح ذکر.

اکنون نحوه ذکر گفتن.
قرار است که ما از صبح که از خواب بلند میشویم تا شب که چشمهایمان بسته میشود مشغول به ذکر باشیم.
تنها عبادت و دستوری که خداوند در قرآن که رسما تاکید کرده که مبادا از آن غفلت کنید ذکر است (که همه دارند غفلت میکنند) «وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ» مبادا از غافلان باشید.

شما اگر به هر دلیلی نتوانستید نمازتان را بخوانید، تا قبل از لحظه مرگ فرصت دارید که قضایش را بخوانید، اما ذکر چون باید در لحظه به لحظه زندگی من مانند ضربان قلب یا تنفس انجام بشود، همانطور که اگر زمانی یادم برود که نفس بکشم نمیتوانم در ثانیه بعدی هر دو را با هم بکشم، چیزی است که اگر فراموش شود دیگر از دست من رفته است.

پیغمبر(ص) فرموده اند که مومن در بهشت به هیچ چیزی حسرت نمیخورد (چون در بهشت این صفات نیست) مگر به ساعاتی که در دنیا بدون ذکر خدا گذرانده است. چون بعدا متوجه میشود که به چه مراتبی میتوانسته برسد.

پس ذکر را گفتیم و کلمه اش را هم گفتیم و حالا نحوه انجام آن که خیلی جالب است را مطرح میکنیم.

مجددا میگوییم که تنها دستوری که خداوند آنرا کاملا توضیح داده که چه جوری باید انجام شود فقط ذکر است.
شما اشاراتی به نماز در قرآن میبینید اما ساعات دقیقش نیست، متن دقیقش نیست، چند رکعت هم باید باشد نیست، فقط گفته شده که نماز بخوانید. یا اینکه گفته شده روزه بگیرید. بر شما روزه نوشتیم، انجامش بدهید. اما شرایطش چیست، در قرآن نیست. همینطور در مورد حج و هر چیز دیگر به جز ذکر. خدا میگوید

«وَ اذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَ خِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ» ﴿الأعراف/٢٠٥﴾،

«وَاذْكُر رَّبَّكَ» پروردگارت را ذکر بگو،

«فِي نَفْسِكَ» در دلت،

«تَضَرُّعًا وَ خِيفَةً» تضرع، وقتی من یک چیزی را از دست میدهم که شدیدا به آن نیازمند بودم، بابت از دست دادن چیزی که به آن خیلی علاقه مند بودم و به آن نیاز داشتم، شروع به زاری میکنم، یعنی با دلتنگی نسبت به چیزی که از من فوت شده آنرا میطلبم. میگوید مرا باید اینجوری بطلبی، چرا؟ چون خدا میگوید «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّـهِ وَاللَّـهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» ﴿فاطر/١٥﴾. شما اصلا نسبت به من فقیر هستید و مرا ندارید. واقعا هم ما خدا را نداریم و فقط فکر میکنیم که او را داریم. خدا را پیامبران دارند، سوال میکردند و مستقیما جواب میگرفتند. دعا میکردند و درجا اجابت میشد. اما من و شما داریم با هم صحبت میکنیم.

ما او را نداریم اما نیازش داریم و فقرش را احساس میکنیم. نیاز اینکه من باید با او ارتباط مستقیم داشته باشم را احساس میکنم. این میشود "تَضَرُّعًا"، "خِيفَةً" هم یعنی ترس از ابهت، هیبت، مقام، منزلت و هر چیزی که خداوند دارا میباشد.
ضمنا سوای این گفته شده که "فِي نَفْسِكَ" یعنی در دلت.
حالا ممکن است کسی فکر کند که منظور اینست که باید یواش یواش بگوید اما خداوند بسیار واضح توضیح داده که

«وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ» ،یعنی طوری نگویی که کسی صدای تو را بشنود

«بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ» از صبح تا شب، و در پایان فرموده

«وَ لَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ» یعنی از این کار غفلت نکن.

حالا ما میگوییم که برای اینکه این ذکر در ما جا بیفتد ما باید به آن ریتم بدهیم که مغز ما شرطی شود و این را به عنوان یک حرکت رسمی از من بپذیرد و به عنوان یک تمرین انجامش بدهد.
بهترین حالت چیزی است که من به آن آگاه باشم مثلا نفس کشیدن. نفسی که به سمت داخل میکشیم هیچ، ولی زمان بیرون دادن آن، کلمه الله را اینطوری بیان میکنیم (لطفا به فایل صوتی طرز بیان ذکر الله به صورت درونی توجه کنید).
این را از صبح تا شب، یعنی از موقعی که در رختخواب چشممان را باز میکنیم تا زمانی که متوجه نمیشویم که چطوری به خواب رفته ایم. توصیه ما به شما این است که با ذکر الله به رختخواب بروید و آنقدر آن را بگویید تا خوابتان ببرد.

این عمل بسیار سختی است،
امام صادق(ع) فرموده اند سخت ترین کار «ذكر الله كثيرا علی کل حال» است، که شما در هر حالی بتوانی خداوند را به درستی ذکر بگویی.
بایزید بسطامی هم گفته است که "ذکر کثیر به عدد نیست، بلکه به حضور است بی غفلت" یعنی من خدا را انگار که جلوی من حاضر است بگویم الله.
کسی را که دوستش داری و جلوی شما نشسته است، میخواهی با آن حس رد و بدل کنی، این حس من، اوست، یعنی از صمیم قلب.

ذکر زبانی نیست، عرفا میگویند ذکر لسانی داریم و ذکر خفی داریم، ذکر جلی داریم.

ذکر جلی و آشکار اینست که من همینطوری که شما هم بشنوید بگویم الله،
ذکر خفی الله در دل من گفته میشود و شما آنرا نمیشنوید. هر کاری که دارم انجام میدهم در دلم، در فکرم، در ذهنم این مطلب می آید و رد میشود، مثل اینکه من الان که دارم با شما حرف میزنم، افکارتان از ذهنتان عبور میکنند و در ضمن حرف مرا هم میشنوید.
یکی از محتویات ذهن شما باید همان الله باشد و با همان ریتمی که گفتیم (فایل صوتی با نام طرز بیان ذکر الله به صورت درونی). این کم کم مثل واکسن یا آمپولی که تزریق میکنند، از لحظه ای که وارد بدن من میشود شروع میکند با انجام کارش، هر جایی که لازم باشد شروع به اصلاحات میکند.

خداوند به هیچ عنوان ذکر کم را قبول ندارد.
خداوند در دو آیه فرموده که زیاد ذکر بگو و غافل هم نباش و در جای دیگر در مورد منافقین میگوید اینها وقتی میخواهند نماز بخوانند "قَامُوا كُسَالَىٰ" خیلی با کسالت و بی رغبتی به سمت نماز میروند، «وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّـهَ إِلَّا قَلِيلًا» در ضمن خدا را هم زیاد (کثیرا) ذکر نمیگویند (نساء/۱۴٢).
حالا بعضیها بر مبنای این دو آیه گفتند یا اصلا ذکر نگو تا حداقل کافر حساب شوی یا اینکه درست ذکر بگو تا مومن حساب شوی.
چون اگر نصفه کاره ذکر بگویی منافق حساب میشوی که از کافر هم بدتر است.

ولی این حرف نباید ما را به وسواس بیندازد که بگوییم اگر من تازه هفته اول یا ماه اول ذکر گفتنم است و هنوز ذکرم جا نیفتاده، پس ولش کنم که منافق به حساب نیایم.
نه، خداوند از ما شروع حرکت، استمرار و سماجت برای حرکت را میخواهد.
او خودش میداند که ما داریم چه کار میکنیم، او خودش نقاط ضعف و قدرت مرا میداند، او برای شروع از من میخواهد که اصطلاحا در این کلاس ثبت نام کرده باشم و سر جلسات هم بطور مرتب حاضر شوم.

بالاخره من فارغ التحصیل خواهم شد چون خوشبختانه خداوند خیلی بیشتر برای ما صبر میکند تا خودمان برای خودمان.
ما صبر میکنیم بر زمانی که باید به ما بگذرد اما خداوند در بی زمانی خودش برای ما صبر میکند تا به نتیجه برسیم.
معنی یکی از احادیث امام صادق(ع) درباره ذکر اینست که فرموده اند هر چیزی که شما دنبالش میگردید، از سوال، جواب، دیدن نادیدنیها، شنیدن ناشنیدنیها، انتقال به عوالم دیگر و خلاصه همه چیز، اول در ذکر است بعد در نماز، که این دو تا در اصل باید با هم باشند.

یعنی موقع نماز خواندن شما باید ریتم ذکر گفتنتان را حفظ کنید.
اما چون این کار در اوایل سخت است، اینجوری به شما توصیه میکنیم که انجامش بدهید.

مثلا شما میخواهید با "الله اکبر" نماز را آغاز کنید، میگویید "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ" یکبار "الله" بگویید، بعد "الحمد لله رب العالمين" بعد یک "الله" دیگر، "الرحمن الرحيم" یک "الله" دیگر (در دلتان)، سپس ادامه نماز الی آخر.
اما در اصل و بعد از مدتی تمرین وقتی شما میگویید "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ"، "الله" را هم به صورت اتوماتیک باید گفته باشید. باز در مکث بین "بِسْمِ اللَّهِ" چون طمانینه بین جملات نماز شرط آن است.

در سوره نور، خداوند وقتی میخواهد در باره ذکر گفتن صحبت بکند، میگوید
«فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّـهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» (النور/۳۶)
در خانه هایی که خداوند به آنها اجازه داده است، که در آنها ذکر گفته بشود و اسم خداوند هم به مقام بالا برده بشود، که از صبح تا شب دارند این کار را میکنند، چه کسانی؟

«رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ» (النور/۳۷)
میگوید کسانی که به هیچ عنوان اعمال روزمره شان، کسب و تجارتشان و شغلشان، هر کاری که دارند و کارهای شخصییشان مانع از این نمیشود که نمازشان را بخواند و ذکرشان را بگویند، انفاقش هم را انجام بدهد.

وقتی به حضرت علی(ع) میگویند این چه خانه هایی است که من اجازه میدهم که در آن خانه ها ذکر خدا از صبح تا شب گفته بشود، اشاره میکند و میگوید خانه مومن قلب آن است که با خدا در آن زندگی میکند، این در و دیوار و تیر و تخته نیست. اشاراتی که خدا در قرآن به خانه میکند منظورش تیر و تخته، آجر و بتون نیست، خانه از نظر خداوند جایی است که مومن در آن مکان اسم خدا را صدا میزند، ایشون با اشاره قلب را نشان میدهند.

ما هستیم آن رجالی که خدا میگوید در هر حالتی داریم ذکر خدا را میگوییم.
وقتی مدتی ذکر گفتید، متوجه میشوید که اصلا شخصیت شما عوض میشود.
مومن ابتدای کار یک دستورالعمل جلویش دارد که خدا گفته این را بکن و این را نکن، اما اینها هنوز جزو شخصیت من نشده است.
من دارم فعلا این کارها را میکنم، ولی زمانی من مومن واقعی هستم که دیگر شما وقتی میخوانید که خدا گفته مومن باید اینطوری باشد، شما متوجه میشوید که اصلا آنطوری شده اید.
من دیگر سعی نمیکنم که دروغ نگویم، من اصلا دورغ به ذهنم هم نمی آید، من دیگر سعی نمیکنم که غیبت نکنم بلکه غیبت کردن اصلا به ذهنم هم نمی آید، من دیگر سعی نمیکنم که چشمم را کنترل بکنم، این چشم دیگر کنترل شده است.

آنقدر مغز من این موضوع برایش طبیعی میشود که تا موردی پیش می آید، چشم من خودش سمتی دیگر میرود، گوش من صدای دیگری را میشنود.

من دیگر سعی نمیکنم که موسیقی گوش نکنم، من به خودم تلقین نمیکنم که از موسیقی بدم می آید، موسیقی نه تنها تأثیری روی من ندارد بلکه ممکن است باعث سر درد من هم بشود. ما هر چقدر هم به موسیقی چینی یا ژاپنی گوش بدهیم برایمان جز سر درد چیزی ندارد، اگر یک چینی یا ژاپنی هم موسیقی ما را گوش بکند، شاید سر درد بگیرد، چرا؟ چون با آن موسیقی بزرگ نشده است و به آن عادت نکرده است. پس موسیقی فرمولی نیست، مقطعی و جغرافیایی است.

اما بزرگترین مشکل موسیقی این است که سریعأ در ذهن من به ذکر (خفی) تبدیل میشود و همینطور هم پخش میشود. وقتی شما در تنهایی بنشینید و با چشم بسته و شروع به گفتن ذکر بکنید خودتان متوجه میشوید که چه مطالبی از ذهن شما میگذرد، اینها آن پارازیتها است که البته کار شیاطین است.
خداوند در قرآن گفته اند که شیاطین هدفشان این است که شما را از ۲ کار باز دارند،
«إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ»
شیطان هدفش این است که بین شماها دوری باشد، اصلا نزدیک همدیگر نباشید، انس به همدیگر نداشته باشید، و مانع شود که شما ذکر خدا را بگویید و نماز بخوانید.

خوب چرا اینجا ذکات، حج، قرائت قرآن را نگفته است؟
ما اگر تا آخر عمرمان هم قرآن را باز کنیم و همینجوری بخوانیم بدون تفکر در معنای آن، شیطان اصلا با ما کاری ندارد، چون فقط دارم میخوانمش.
خواندن قرآن برای من هیچ نفعی ندارد، مثل این است که شماره تلفن کسی را همینطور بخوانم، آیا این باعث میشود که تلفن آن فرد زنگ بزند؟

ولی در مورد ذکر مثل این است که من دارم شماره ها را دانه به دانه میگیرم، و نماز یعنی من پشت گوشی تلفن ایستاده ام و دارم حرف میزنم، شیطان اینها را نمی خواهد، حالا شما همینطور دور خانه خدا بچرخ، خبری نیست، چون ممکن است که من بدنم دارد دور خانه خدا میچرخد اما سرم دارد جای دیگر طواف میکند، در افکار خودم، مشکل این است.

باید طواف داخل مغز من درست بشود، آیات قرآن را هم که نگاه میکنید مثل طواف میماند.

عده ای میگویند چرا آیات قرآن یکدفعه از این موضوع به موضوع دیگر پرش میکند؟ همینش درست است.

مسئولیت کلیه مطالب ذکر شده در این سایت با این موسسه می باشد
Copyright (c) by اسلام از منظر الله April ۷, ۲۰۱۰